همه ما دیگران را بی احساس میدانیم و خودمون را عاشق

 فقط یه سوال

 کدام یک از ما اشتباه میکنیم ؟ ؟ ؟

پول و خوشبختی

سالها پیش در شهری دور آنگاه که مردم  خوشبختی را می شناختند و همه برای بدست آوردنش سخت تلاش میکردند روزی اختلاف نظری در بین آنها پیدا شد، یک نفر گفت من بیشتر برای رسیدن به خوشبختی تلاش کرده ام ولی همسایه ام از من خوشبخت تر است دیگری گفت من برای رسیدن به خوشبختی عمرم را صرف کردم ولی دیگران آن را یک شبه به دست آورده اند قاضی شهر برای این که حق همه در داشتن خوشبختی رعایت شود برای رسیدن به خوشبختی معیار و میزانی تعیین کرد و آن را پول نامید .

مردم برای بدست آوردن خوشبختی تلاش کردند و هرکس پول بیشتری به دست می آورد بیشتر از خوشبختی بهره مند می شد. کم کم مردم عادت کردند که برای رسیدن به خوشبختی با هم رقابت کنند و پول بیشتری جمع کنند و آنقدر مشقول رقابت شدند که خوشبختی را فراموش کردند همه پول  جمع میکردند تا با آن خوشبخت شوند غافل از اینکه خوشبختی همان پول نیست و این داستان همچنان ادامه دارد.....

م.مهتاب