كاش مردم همه شاعربودند
يا كه گلها همه عاشق بودند
كاش گرمي همه در سوختن شمع نبود
كاش شيرين همه تلخي فرهاد نبود
كاش مجنون كمي عاقل بود
كاش چشمه اي از چشمها جاري مي شد
تا دل پاك شقايق از اشك سيراب شود
كاش شبها همه تاريك نبود
كوچهء عشق چنين مبهم وباريك نبود
كاش كاووش چنين مُدهش وپيچيده نبود
كاش خوابهامان همه رويايي بود
كاش بي مهري گل پيدا بود ودروغ اينقدر سبز نبود
كاش اين شعر كمي آبي بود
م.مهتاب


