مرگ
شبي خاموش خواهد شد چراغ جسم تو آري
در آن شب مي كند آيا كسي بر نعش تو زاري
تمام دلخوشي هايت به روي اين زمين باقي
جدا خواهي شد از آنها مگر اين را نمي داني
نمي داني كه جز ظلمت درون قبر چيزي نيست
از آن دارايي و ثروت دگر حتي پشيزي نيست
تمام چاكران تو به دور گور مي رقصند
دگر آنها از اين ارباب بي قدرت نمي ترسند
شبي مي ميري اي مفلس جدا از ثروت و زورت
و مي ماند به جاي تو به روي اين زمين گورت
م.مهتاب


